انتظار به پایان مىرسد.
رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مىشود.
غم جاى خود را به شادى مىدهد
و شكوفههاى سفید بر قلبها شكوفا مىشود
و چشمه های امید در چشمها مىجوشند.
بهار که می رسد زایشی دوباره را نوید می دهد.
تولدی که چون به دنیا آمدن آدمی نوایی خوش به همراه دارد.
نوروزتان همراه با شکفتن آرزو هایتان مبارکباد.

که شکر سخن شعر پارسی سعدی شیراز چنین میگوید .
برآمد باد صبح و بوی نوروز --به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال -همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار --دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست --حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی --که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد --برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت --مبر فرمان بدگوی بدآموز ...
کمی تامل کنی می بینی چیزی جز این نیست .

التماس دعا ![]()
