پنجشنبه دوم اسفند 1386
سلام
کی.
کی؟؟؟
عشق را تن پوش جانم می کنی.؟
چتری از گل سایه بانم می کنی.؟
ای صدای عشق در جان و تنم
آن سکوت ساکت و تنها منم.
من پر از اندوه چشمان توام.
آشنایی دل پریشان توام.
آتش عشق تو در جان من است.
عاشقی معنای ایمان من است .
کی به آرامی صدایم میکنی ؟
ازغم دوری رهایم میکنی.
ای که در عشق و صداقت نوبری .
کی مرا باخود از اینجا میبری؟

التماس دعا ![]()
نوشته شده توسط سکوت در ساعت 0:47 | لینک
|
