چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
سلام
تو به من خنديدي
و نميدانستي؟؟
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم.
باغبان از پي من تند دويد.
سيب را دست تو ديد.

غضب آلوده به من كرد نگاه.
و تو رفتي و هنوز.
سالهاست كه در گوش من آرام آرام.
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد آزارم.
و من انديشه كنان
غرق اين اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك
ما سيب نداشت!
(حميد مصدق )
التماس دعا ![]()
نوشته شده توسط سکوت در ساعت 4:44 | لینک
|
